الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

72

ضياء القلوب ( فارسى )

مىكند و مال عينيت صفات حقيقيهء الهى « 1 » صفات و نسبت اثر است به ذات ، و از جملهء اثر صدق اين مفهومات است بر ذات واجب . و شاهد مذكور شاهد زور و كذب است زيرا كه اين شهادت ناشى شده است از مقايسهء شاهد كه صدق مثل عالم است و ممكن بر غايب كه صدق آن است بر واجب ، و اين مقايسه دليلى كه اعتماد به آن شايد ندارد . با آنكه تقاضا كردن صدق موجبه وجود مبدأ محمول در موضوع را به تقدير اشتقاق محمول به عنوان كليه در شاهد كه ممكن است هم ظاهر نيست . آرى صدق و كذب نسبت ايجابى محمولى كه از شأن آن وجود خارجى باشد از وجود در اول و انتفاء در ثانى خواهد بود نه نسبت ايجاد هر محمول به موضوع چنين باشد . آيا نمىبينى كه زيد را اعمى و بياض را حال صادق است با آنكه اعمى و حلول موجود نيستند ؟ پس معلوم شد كه تو هم آنكه معنى كه از لفظ عالم فهميده مىشود بر واجب صادق نمىآيد با اين همه حكمت و مصالح كه در ايجاد اشياء رعايت شده است و در نهايت سخافت است ، و گمان اقتضاى صدق آن بر واجب وجود مبدأ اشتقاق را در و از مقايسه فاسده ناشى مىشود در متبوع كه بعض علماء متكلّمينند و به محض تقليد يا به انضمام مقايسه در تابع . آيا لايق عاقلى هست كه بگويد كه : بر خالق آسمانها و زمينها و آنچه در اينها و ميان اينهاست عالم و قادر و حىّ و موجود صادق نيست ؟ ! چه مال قول به اشتراك لفظى قول است به عدم صدق اين مفهومات بر واجب بلكه معنى

--> ( 1 ) . اين كلمه در نسخهء خطى ناخواناست .